24
مرداد

ساختار چشم انسان
0
ساختار چشم انسان
چشم، این عضو کوچک در اندازه، ولی بزرگ در نقش، یکی از پیچیده ترین اعضای بدن ما و یکی از شگفت انگیزترین سازه های بیولوژیک جهان است. هر روز که بیشتر در سبک زندگی مدرن پیش میرویم، نیاز به چشم ها و بینایی به یکی از اصلی ترین نیازهای ما تبدیل میشود. فقط کافی است به حجم کارهایی که به واسطه بینایی و با چشمان خود انجام میدهید فکر کنید و برای چند دقیقه چشمان خود را کاملا ببندید و تصور کنید چه تغییری در سبک زندگی شما ایجاد میشود. این نعمت بزرگ برخلاف ظاهر کوچکی که دارد دارای بافت ها و لایه های بسیاری است و آن لایه ها نیز مجددا دارای زیرلایه هایی هستند که نقش ها و وظایف مشخصی دارند. از پلک ها و اشک تا شبکیه و عصب بینایی، همه با هم در یک هماهنگی بی نظیر مشارکت میکنند تا شما دنیا را به بهترین شکل و کیفیت ببینید و تجربه کنید. در این سفر جذاب برای دیدن ساختار چشم و ورود به داخل آن با بیناطب همراه باشید.
ساختار چشم انسان به زبان ساده
یک توپ فوتبال را تصور کنید. این توپ دارای لایه های زیادی است. لایه های بیرونی که در خارج آن هستند و لایه های درونی که در داخل آن قرار دارند. برای توضیح ساختار چشم انسان به زبان ساده نیز، شبیه همین توپ از بیرون به درون چشم میرویم تا با لایه های چشم انسان آشنا شویم. قبل از این که به بافت ها و لایه های کره چشم بپردازیم، بهتر است از محل قرار گیری چشم و اتاقی که در آن محبوس و نگهداری میشود سخن بگوییم:
1- کاسه چشم:
اربیت (The Orbit) یا حفره کاسه چشم شبیه یک هرم چهار وجهی است که رأس آن در عقب واقع شده است. این حفره که در واقع یک اتاق استخوانی است، محل قرار گرفتن چشم و تمام متعلقات آن است. حجم اربیت فرد بزرگسال تقریبا 30 میلی لیتر است که کره چشم فقط حدود یک پنجم این فضا را اشغال میکند. عمده فضای باقیمانده را چربی و عضلات چشم در بر میگیرد. این چربی ها شبیه یک بالش و ضربه گیر برای کره چشم عمل میکنند. رأس اربیت دارای یک سوراخ است که محل ورود تمام اعصاب و عروق چشم و نیز محل خروج عصب بینایی از چشم به سمت مغز میباشد. به زبان ساده شکل اربیت شبیه یک گلابی است که عصب بینایی دم آن را میسازد. حفره استخوانی اربیت وظیفه محفاظت و مراقبت از بافت نرم چشم را بر عهده دارد. دیواره های اربیت در پایین به استخوان گونه، در داخل به استخوان تیغه بینی، در خارج به استخوان گیجگاه و از بالا به استخوان پیشانی متصل است. با لمس استخوان دور تا دور چشمان خود میتوانید این اتصال را بهتر متوجه شوید. بافت نرم کره چشم و عضلات آن از چهار طرف به وسیله دیواره های استخوانی اربیت محافظت میشود. ضربات شدید که باعث شکسته شدن اربیت شود، خطر به دام افتادن کره چشم در محل شکستگی، انواع انحرافات چشمی و حتی آسیب دائمی به کره چشم را به دنبال دارد.

2- عضلات خارج چشمی: هر چشم بوسیله 6 عضله کنترل میگردد. این عضلات به قسمت های مختلف کره چشم چسبیدهاند. محل اتصال آنها به کره چشم در خلف است و به وسیله پلک ها پنهان شده است. به همین دلیل شما محل اتصال عضلات به چشم را نمیبینید. این عضلات باعث حرکت هر چشم و هماهنگی حرکات دوچشم میشوند. هر یک از عضلات چشم یک میدان عمل مخصوص به خود دارد و با عضلات متضاد خود در همان چشم و عضله هماهنگ در چشم دیگر همکاری میکند تا چشم در یک جهت خاص حرکت کند. آسیب، فلجی یا بر هم خوردن هماهنگی این عضلات منجر به انواع انحرافات چشمی میشود.
3- پلک: پلک ها چین های نازک پوستی و عضله ای هستند که از ساختمانهای ظریف چشم محافظت میکنند. پوست پلک جزو نازکترین پوستهای بدن است. تصور کنید اگر پلک ها وجود نداشتند چه اتفاقی برای چشمی که همیشه باز میماند به وجود میآمد! پلک ها با کمک مژه ها و عمل پلک زدن، پیوسته گرد و غبار و اجسام خارجی ریز محیط را غربال کرده و اجازه ورود آنها به چشم را نمیدهند. همچنین با هر بار پلک زدن، اشک طبیعی در سطح چشم جریان مییابد و آن را مرطوب و ضدعفونی میکند. هر فرد به طور میانگین 12 بار در دقیقه پلک میزند. خیره نگه داشتن چشم و کاهش تعداد پلک زدن منجر به خشکی چشم میشود.
وظایف پلک عبارتند از:
ü حفاظت از چشم در برابر تحریکات و خطر، به وسیله پلک زدن
ü پخش و توزیع اشک روی سطح چشم

4- کره چشم: کره چشم طبیعی در بزرگسالان تقریبا کروی است و قطر قدامی خلفی آن (از جلو تا عقب کره چشم) به طور متوسط 2/24 (24 میلی متر) میلیمتر میباشد. این کره نرم به همراه عضلات و چربی های پیرامون در داخل کاسه چشم قرار گرفته است.
لایه های چشم به ترتیب
در ادامه به ترتیب از هر آنچه که در ساختار چشم انسان و بینایی تاثیر گذار است نام میبریم و این لایه ها را از خارجی ترین لایه تا داخلی ترین لایه کره چشم معرفی میکنیم:
1- ملتحمه: یك لایه غشای مخاطی شفاف و نازک است كه سطح داخلی پلك ها و روی صلبیه (سفیدی كره چشم) را میپوشاند و داراي رگ های خونی و گلبول های سفید زيادي است. به دلیل اینکه رویی ترین لایه چشم در تماس با بیرون است، همیشه در معرض میکرو ارگانیسم ها و تحریکات بیرونی قرار دارد. به همین دلیل شایع ترین عفونت های چشمی در ملتحمه رخ میدهند. کنژونکتیویت و حساسیت چشم رایج ترین التهابات ملتحمه هستند. وظایف ملتحمه عبارتند از:
ü نرم و مرطوب نگاه داشتن سطح چشم
ü روغن کاری سطح چشم
ü آسان کردن حرکات چشم در جهات مختلف

2- صلبیه: سفیدی چشم یا اسکلرا، پوشش سخت و محافظ خارجی چشم است که تقریبا به طور کامل از کلاژن ساخته شده است. صلبیه شبیه آن لایه خارجی سخت توپ فوتبال است که از تمام لایه های درون آن محافظت میکند. صلبیه متراکم و سفید است و در جلو چشم به قرنیه متصل میشود. ساختمان بافتشناسی صلبیه شباهت قابل ملاحظهای با قرنیه دارد، اما صلبیه مانند قرنیه شفاف نیست. علت شفاف بودن قرنیه و غیر شفاف بودن صلبیه، کم آب بودن نسبی قرنیه و موازی قرار گرفتن رشته های کلاژنی در قرنیه است.
3- قرنیه: بافت شفاف جلوی كره چشم است كه در قسمت لیمبوس (مرز قرنیه و صلبیه) به صلبیه متصل میشود. قرنیه در واقع پنجره چشمان شما است. یک پنجره بسیار شفاف که شفافیت آن به زلالی آب هایی میماند که میتوان سنگ های کف رودخانه را از ورای آن دید. به دلیل همین شفافیت است که میتوانیم با نگاه کردن به قرنیه، ساختمانهای داخلیتر كره چشم مثل عنبیه و مردمك را ببینیم. شفافیت قرنیه به علت ساختمان همگن سلولی، فاقد رگ بودن و بی آب بودن آن میباشد. وجود هرگونه کدورت و ناخالصی در این باف شفاف باعث تاری دید شما میشود. همچنین به علت این که قرنیه دارای گیرنده های درد بسیار زیادی است، آسیب ها و اجسام خارجی وارد شده به قرنیه باعث درد شدید میشوند. انواع عفونت های چشمی با نام کراتیت (عفونت قرنیه) در این لایه رخ میدهند. قوز قرنیه یکی دیگر از بیماری های شایع چشم است که در قرنیه رخ میدهد. در مواردی که کدورت ها یا آسیب های شدید قرنیه، غیر قابل درمان باشد از پیوند قرنیه به عنوان یکی از انوع عمل چشم برای جایگزینی قرنیه آسیب دیده با قرنیه شفاف و اصلاح دید استفاده میشود. شاید برای شما جالب باشد که قرنیه بدون رگ از کجا تغذیه میشود؟ منابع تغذیه قرنیه عبارتند از: رگهای لیمبوس، مایع زلالیه و اشک. قرنیه بیشتر اکسیژن خود را از اتمسفر میگیرد. در حدود 40 دیوپتر از کل قدرت انکساری چشم مربوط به قرنیه است و اولین سطح چشم است که نور از آن عبور میکند. قرنیه با قدرت بالای انکسار خود، نور ورودی را همگرا کرده و به داخل چشم میفرستد.
4- یووهآ: ما اکنون با عبور از ملتحمه، قرنیه و صلبیه، به لایه میانی چشم رسیدیم. یووهآ لایه عروقی میانی چشم است که شامل 3 بخش میباشد که توسط قرنیه و صلبیه محافظت میشوند. این 3 بخش شامل عنبیه، جسم مژگانی و مشیمیه است.
· عنبیه: عنبیه در پشت قرنیه و از دور تا دور چسبیده به جسم مژگانی چشم است. ساختمان پهن و رنگی است که در وسط آن مردمک وجود دارد. عنبیه بافت رنگی چشمان شما و تعیین کننده رنگ چشم است. ملانین های موجود در عنبیه هستند که طیف بی نظیر رنگ های چشم را میسازند. رنگ چشم وابسته به ژنتیک و توارثی است.
مردمک، یک حفره خالی در وسط عنبیه است. این حفره مسیر ورود نور به فضای داخل چشم است. نوری که قرنیه همگرا و وارد چشم کرده است، با عبور از مردمک به عدسی چشم میرسد. مردمک با گشاد و تنگ شدن خود، مقدار نور وارد شده به چشم را تنظیم می کند. در عنبیه عضلات تنگ کننده و گشاد کننده مردمک قرار دارند.
· جسم مژگانی: در انتهای مشیمیه و در ریشه عنبیه قرار دارد. وظایف آن عبارتند از:
ü تولید مایع زلالیه: مایع زلالیه از جسم مژگانی تولید شده و با عبور از مردمک به پشت قرنیه میرسد. پس از تغذیه قرنیه از طریق مجراهایی از چشم خارج میشود. میزان تولید و خروج این مایع، تعیین کننده فشار داخل چشم است. افزایش فشار داخل چشم منجر به بیماری خطرناک گلوکوم میشود.
ü تغییر تحدب عدسی در هنگام تطابق: جسم مژگانی دارای رشته های نازکی است (زونول ها) که به عدسی چشم چسبیده و با کشیده و شل شدن این رشته ها، میزان تحدب عدسی تغییر میکند. این تغییر تحدب عدسی، قدرت آن را برای واضح کردن اشیا نزدیک افزایش میدهد. به این عمل، تطابق چشم گفته میشود. از اوایل 40 سالگی با کاهش قدرت این رشته ها و عدسی چشم برای انجام عمل تطابق، پیرچشمی آغاز میشود.
· مشیمیه: قسمت پشتی یووهآ است که بین صلبیه و شبکیه قرار دارد و دارای عروق بسیار زیادی است. وظیفه آن تأمین خون شبکیه است.
1- عدسی: یک ساختمان شفاف، محدب الطرفین، بدون عروق و در پشت عنبیه است که در متمرکز کردن دقیق پرتوهای نور بر روی شبکیه به قرنیه کمک می کند. عدسی حدود 20 دیوپتر از کل قدرت انکساری چشم را بر عهده دارد. به وسیله رشته هایی باریک (زونول) به جسم مژگانی متصل شده است. در جلو عدسی، مایع زلالیه و در پشت آن زجاجیه قرار دارد. عدسی مسئول عمل تطابق است. با شل شدن زونول ها در هنگام انقباض عضلات مژگانی، عدسی به حالت کروی نزدیکتر میشود و قدرت انکساری آن افزایش مییابد.
2- زجاجیه: مایع ژله مانند شفافی است که داخل کره چشم را پر می کند و به آن شکل می دهد. بدون این بافت ژلاتینی، چشم عملا به چند پرده روی هم تبدیل میشود که هیچ شکلی نخواهد داشت.
3- شبکیه: یک صفحه نازک، نیمه شفاف و دارای چندین لایه از بافت عصبی است که داخلیترین لایه چشم بوده و توسط مشیمیه و صلبیه محافظت میشود. ماکولا یا لکه زرد در مرکز شبکیه قرار دارد و منطقه دید مرکزی و تیزبینی میباشد. این پرده نازک که نازک ترین بخش کره چشم است دارای 11 لایه است که سلول های گیرنده نور در داخلی ترین بخش آن قرار دارد. شبکیه دارای دو نوع سلول گیرنده نوری به نام سلول های مخروطی و استوانه ای است. سلول های مخروطی مسئول دید رنگ، دید در نور و دیدن جزئیات هستند. سلول های استوانه ای مسئول دید در تاریکی هستند.
وظیفه شبکیه، تبدیل پرتوهای نور رسیده به پیام های عصبی است. نوری که توسط قرنیه همگرا و وارد چشم شد، پس از عبور از مردمک و همگرا شدن مجدد به وسیله عدسی، به شبکیه میرسد. در اینجا این تحریک نوری که به سلول های استوانه ای و مخروطی شبکیه رسیده است، به پیام عصبی تبدیل میشود. پیام های عصبی سلول های سراسر شبکیه از طریق عصب بینایی، چشم را ترک کرده و مسیر ورود به مغز را پیش میگیرند. لکه کور، محل خروج عصب بینایی از شبکیه و فاقد سلول عصبی گیرنده نور میباشد. بیماری هایی که شبکیه را درگیر میکنند معمولا باعث کاهش دید شدید میشوند. آسیب های سلولی شبکیه برگشت ناپذیر هستند و این لزوم جدی گرفتن معاینه چشم مرتب را نشان میدهد.
4- دستگاه اشکی: دستگاه تولید اشک چشم شامل غدد اشکی، غدد فرعی اشکی، کانالیکولها، کیسه اشکی و مجرای بینی- اشکی است. غده اصلی اشک در قسمت گیجگاهی کاسه چشم قرار دارد و اشک تولید شده از این غده ها، توسط مجراهای کوچک وارد چشم میگردد. غدد اشکی فرعی در یکی از لایههای میانی ملتحمه پلکی قرار دارند. اشک پس از پخش شدن در سطح چشم، وارد سوراخهای ریز اشکی در لبه داخلی پلک شده و از آنجا از طریق دو کانال وارد کیسه اشکی میگردد و سپس از طریق مجرای بینی- اشکی به بینی تخلیه میشود. اشک لایه نازکی به ضخامت 10-7 میکرون است و روی قرنیه و ملتحمه را می پوشاند. وظایف اشک عبارتند از:
ü تبدیل سطح ناهموار قرنیه به یک سطح اپتیکی صاف
ü مرطوب کردن و محافظت از سطح قرنیه و ملتحمه
ü جلوگیری از رشد میکرو ارگانیسم ها با اثر مکانیکی (پلک زدن باعث رقیق شدن مواد خارجی و خروج آنها میشود) و ضد میکروبی (اشک حاوی ایمونوگلوبولین و لیزوزیم است)
ü تغذیه قرنیه

قدرت چشم انسان
برای مشخص کردن قدرت چشم انسان، باید منظور خود از قدرت را مشخص تر کنیم. منظور ما از قدرت چشم، میتواند قدرت آن در شکستن نور باشد. در این حالت، قدرت کل چشم در حدود 60 دیوپتر است. یعنی به اندازه یک عدسی با نمره 60+ توان همگرا کردن نور را دارد. برای این که میزان این قدرت را بهتر درک کنید، به نمره نسخه عینک خود یا نزدیکانتان نگاهی بیندازید. بیشترین نمره ای که تا به حال شنیدهاید چقدر بوده است؟ نمره 4؟ یا نمره ذره بین 10؟ نمره هر عدسی دلالت بر توان آن در شکستن نور دارد. هرچه نمره یک عدسی بیشتر باشد یعنی قدرت آن در شکستن نور بالاتر است و در خصوص ضعیفی چشم، مشخص است که هرچه این نمره بالاتر باشد یعنی چشم شما به عدسی با قدرت بیشتری برای اصلاح شکست نور نیاز دارد و این یعنی چشمان شما ضعیف تر است. قدرت دیوپتریک (معیار قدرت عدسی) کل چشم حدود 60 دیوپتر است که از این میزان، حدود 40 دیوپتر متعلق به قرنیه و 20 دیوپتر باقیمانده مربوط به عدسی چشم است.
در تعبیر دیگری، قدرت چشم انسان به توانایی آن در تشخیص و تفسیر اطلاعات بینایی اطلاق میشود. یعنی این که چشمان انسان تا چه حد قادر به دیدن، تشخیص دادن تمایز، درک جزئیات، تشخیص رنگ، تشخیص عمق، تشخیص حرکت و … است. برای تمام این توانایی های چشم، تست های خاص و علمی مانند تست های حدت بینایی، تست حساسیت کانتراست، تست های دید رنگ، دید عمق و … وجود دارد.
شگفتی های چشم انسان
شاید به خاطر این که از همان بدو تولد با چشمان خود دنیا را دیدهایم و این دیدن برای ما امری طبیعی و بدیهی شده است، متوجه عظمت خلقت این عضو شگفت انگیز خود نباشیم. همیشه این ما بودهایم که با چشمان خود دنیا را دیدهایم اما اگر چشم ها را نظاره کنیم میتوانیم متوجه شگفتی هایی بشویم که متوجه نبودهایم.
ü تطابق: یکی از شگفتی های این سازه بیولوژیکی، توان تطابق چشم برای واضح کردن فواصل مختلف است. این عمل شبیه یک فوکوس اتومات است. بدون آن که شما آگاه باشید روزانه هزاران بار در حال انجام دادن این فوکوس هستید. چشم با عمل تطابق و تغییر قدرت عدسی آن، قادر به واضح کردن فواصل مختلف است.
ü ساپرس کردن: چشمان شما در هماهنگی با مغز، قدرت ساپرس کردن یعنی نادیده گرفتن اطلاعات غیر لازم را دارد. در این قابلیت، مغز شما بخش هایی از تصاویر که کارکرد نداشته باشند یا حتی تصویر چشمی که قابل استفاده نباشد را ساپرس میکند (نادیده میگیرد). اگر ساپرس کردن یک چشم برای مدت طولانی توسط مغز شما انجام گیرد، امکان حذف حسی آن چشم وجود دارد.
ü نقطه کور: محل خروج سر عصب چشم، فاقد هرگونه گیرنده نوری است. یعنی این محل توانی برای دیدن ندارد. به این محل نقطه کور (Blind spot) گفته میشود. هر چشم شما دارای یک نقطه کور و جمعا شما دارای دو نقطه کور هستید که در آن هیچ دیدی ندارید. اما آیا متوجه این موضوع شدهاید؟ آیا هر روز از دست نقطه کور خود که در جلو دید شما مزاحمت ایجاد میکند کلافه شدهاید؟ قطعا خیر، زیرا مغز نقطه کور هر چشم را با تصویر چشم دیگر از آن نقطه کامل میکند. همچنین مغز، کوری این نقطه را ساپرس میکند. یعنی این نقطه واقعا وجود دارد ولی آن را نادیده میگیرد.
ü دید دو چشمی: نحوه قرار گیری چشم های انسان در صورت، فرصت ایجاد دید دو چشمی را فراهم کرده است. هر یک از چشمان شما به تنهایی میتواند ببیند. این چشم (با یا بدون عینک) یک تصویر واضح از شیئی که به آن نگاه میکند، میسازد و آن را به مغز میفرستد. این تصویر، یک تصویر دو بعدی است. بخش پس سری مغز جایی است که اطلاعات بینایی از عصب هر دو چشم در آنجا پردازش میشود. عمل فیوژن عملی است که طی آن، مغز شما تصویر هر دو چشم را با هم ترکیب کرده و روی هم قرار میدهد. در این حالت چشم های شما نقش دو دوربین را دارند که تصاویر خود را برای پردازشگر فرستاده اند. با روی هم قرار دادن این دو تصویر، تصویر نهایی که همراه با درک بینایی است ساخته میشود. به این ترتیب شما قادر به درک عمق خواهید بود. شما قادر به تشخیص بعد، عمق و فاصله اشیا هستید. شما دارای دید سه بعدی هستید.
ü عادت به تاریکی: توان چشم های ما در عادت کردن به شرایط مختلف بی نظیر است. اما یکی از ملموس ترین آنها عادت کردن به تاریکی است. تصور کنید در یک شب تاریک، برق خانه یا محل کار شما قطع میشود و هیچ منبع نوری برای روشن کردن محیط ندارید. اولین لحظه ورود به تاریکی، شما احساس میکنید که مطلقا قادر به دیدن هیچ چیزی نیستید. اما هر چه زمان بیشتری در تاریکی میگذرد متوجه میشوید که دید شما بهتر میشود. حالا قادر به تشخیص شکل کلی اشیا بزرگ و حتی کوچک هستید. سلول های استوانهای شبکیه چشم مسئول دید در تاریکی هستند. اما این سلول ها با سرعت کمتری روشن میشوند. بعد از حدود بیست دقیقه ماندن در تاریکی، تعداد سلول های استوانهای بیشتری در تاریکی تحریک شده و روشن شدهاند. بسته به میزان پراکندگی این سلول ها در شبکیه چشم شما، به مرور دید در تاریکی شما اصلا شبیه لحظات اول نخواهد بود.
ü میدان دید: آیا شما وقتی به یک شیئ نگاه میکنید فقط آن شیئ را میبینید و اطراف آن را نمیبینید؟ برای درک میدان دید این آزمایش ساده را انجام دهید. چشم چپ خود را ببندید، انگشت اشاره دست راست را مقابل چشم باز (راست) نگه دارید و به آن نگاه کنید. شما به انگشت اشاره خود نگاه میکنید اما اشیا اطراف آن را هم با وضوح کمتری نسبت به انگشت میبینید. این میدان دید چشم راست شما است. هر چشم شما دارای یک میدان دید است و از ترکیب این دو میدان دید، میدان دید دوچشمی که وسیع تر است به وجود میآید. این میدان بینایی است که باعث میشود وقتی مشغول مطالعه هستید و چشمان شما متمرکز بر کتاب است، متوجه تغییرات اطراف خود مثل حشره ای که حرکت میکند، نوزادی که در حال افتادن از مبل است و … باشید.
ü دید رنگ: تعداد دقیق رنگ هایی که شما قادر به آن هستید غیر قابل شمارش است. تا کنون تخمین زده شده است که یک چشم سالم امکان دیدن حدود ده میلیون رنگ را دارد. اما عجیب تر از آن این است که دیدن تمام این طیف رنگی، فقط با سه نوع سلول مخروطی امکان پذیر میشود. سلول های مخروطی شبکیه چشم انسان، مسئول دید رنگ هستند. این سلول ها دارای سه نوع اصلی هستند که هر کدام یه گستره از طول موج نور مرئی را دریافت میکند. تعداد و کیفیت این سلول ها و میزان پراکنده بودن آنها در شبکیه چشم تعیین کننده دید رنگ است. شاید برای شما جالب باشد که بدانید عملا حتی اگر دو نفر حدت بینایی کاملا یکسان و وضعیت بینایی مشابه داشته باشند، هنوز هم دنیا را تماما شبیه هم نمیبینند، زیرا ترکیب و پراکندگی سلول ها در شبکیه چشم های آنها دقیقا به یک میزان نیست.
سخن پایانی
این مقاله با هدف معرفی ساختار چشم انسان به زبان ساده برای شما آماده شده است تا با این آشنایی مختصر درباره اجزا چشم بتوانید درک بهتری از بیماری های چشم و سایر مقالات بیناطب درباره ویژگی های چشم و بینایی داشته باشید. امیدواریم مطلب فوق برای شما مفید بوده باشد. در سایر مقالات علمی بیناطب درباره این عضو حیاتی و تاثیرگذار زندگی همراه ما باشید.
نویسنده: اپتومتریست زهره محمدی، کارشناس ارشد اپتومتری

